استعدادهای اضافی انسان گواه برا ادامه او هستند(ابوسعیدنیازی هشترودی)
| ||
|
ای ماه بی نشانم در آسمان آبی بر پا شده ز عشقت در سینه التهابی
شاید دمی ببینم در آسمان شهابی
سر میرسد شبی که بینم تو را به خوابی
در بوستان هستی خوشبوترین گلابی
دیوان ابوسعید نیازی هشترودی موضوعات مرتبط: برچسبها:
در مستی چشمان تو گم گشت جوانی اکنون دگر آواره ام و نیست توانی آخر چه بگویم که تو از عشق چه دانی افسوس که گفتم تو چنینی و چنانی من باختم اندر پی تو جان گرانی کی چرخ فلک داده به من لحظه امانی دیوان ابوسعید نیازی هشترودی
موضوعات مرتبط: برچسبها:
عمر یست دوانم پی سودای تو ای دوست دل می برد آن دیده ی شهلا ی تو ای دوست
من مشتری ام بر لب حمرای تو ای دوست
مبهوتم از آن صورت زیبای تو ای دوست
جان را رمقی نیست ز غوغای تو ای دوست
در دل نبود غیر تمنای تو ای دوست
من منتظرم بر شب و رویای تو ای دوست دیوان ابوسعید نیازی هشترودی
موضوعات مرتبط: برچسبها:
کفرهمراه حرکت تبدیل به اسلام می شود ،مانند:سلمان اسلام مَنهای حرکت تبدیل به کفر می شود،مانند:زبیر موضوعات مرتبط: برچسبها:
استاد می گفت:ارزش تو به اندازه آن چیزی است که در تو اثر می گذارد. یعنی نگاه کن به آن چه تو را شاد یا غمگین می کند ارزش تو قدر همان چیز است بزرگ و با ارزش یا حقیر وکوچک. او مي گفت:دل آدمي از تمامي هستي بزرگ تر است! و به همين دليل تكرار وتنوع ها هم راضي اش نمي كند و هر روز در فكر شكستن بت هاي ديروزش است. موضوعات مرتبط: برچسبها:
ای مشتری بی بدل قصر صداقت ای لذت و شیرینی پنهان عبادت
بر گلشن پژمرده توئی عطر طراوت
آواره ی دهرند لنیمان ز حسادت
مجنون تو گشتن بودم عین سعادت
لطفی ز حضورت بشود کسب شرافت
از ما قدمی و ز تو امید عنایت
دیوان ابوسعید نیازی هشترودی
موضوعات مرتبط: برچسبها:
خودت را به کمتر از خودت نفروش استا علی صفایی حائری(رحمة الله علیه)
اندیشه در استمرار انسان ،خروج از مسیر حبس و ورود در مسیر رشد می باشد. استاد ابوسعید نیازیموضوعات مرتبط: برچسبها:
دوستی می گفت: روزی به منزلشان رفتم.مثل همیشه خودش در را باز کرد.گفتم:کاری ندارم. منزل هم نمی آیم. فقط می خواستم شما را ببینم. گفت:ای کاش دیدارت یادی از خداوتوشه ای از ذکر اوبرایت داشته باشد. می گفت:نباید خودت یاآدم ها ویا دنیارا بت کنی. باید خدارادردل ها بزرگ کنی که راه بیفتند:«وربک فکبر» از مشهور آسمان ص۲۴ موضوعات مرتبط: برچسبها: [ یک شنبه 12 خرداد 1391برچسب:یاد خدا, ] [ 9:15 ] [ مهدی مشمول اُشتلق ]
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول …. كه اول ظلم مي ديدم از مخلوق بي وجدان،جهان را با همه زيبايي و زشتي ، به روي يكدگر ويرانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم اگر در همسايگي صدها گرسنه …. چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه وا مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم …. كه مي ديدم يكي عريان و لرزان ، ديگري پوشيده است صد جامه رنگين، زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم نه طاعت مي پذيرفتم …. نه گوش از جهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده،پاره ، پاره در كف زاهد نمايان ، سجده صد دانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان،هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو آواره و ديوانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم به گرد شمع سوزان ، دل عشاق سرگردان ….،سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم به عرش كبريائي ، با همه صبر خدايي …. تا كه مي ديدم عزيز نابه جايي ، ناز بر يك ناروا گرديده و خواري فروشد گردش اين چرخ را ، واژگون بي صبرانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم كه مي ديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش به جز انديشه عشق و وفا معدوم هر فكري در اين دنياي پر افسانه مي كردم . عجب صبري خدا دارد …. چرا من جاي او باشم ، همين بهتر كه خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق بي وجدان را دارد ! وگرنه من جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردم ! عجب صبري خدا دارد …:::::::… عجب صبري خدا دارد موضوعات مرتبط: برچسبها: |
|
[ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |